-
لَا أُقْسِمُ بِهَـٰذَا الْبَلَدِ
قسم به این شهر مقدّس [= مکّه]،
-
وَأَنتَ حِلٌّ بِهَـٰذَا الْبَلَدِ
شهری که تو در آن ساکنی،
-
وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ
و قسم به پدر و فرزندش [= ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل ذبیح]،
-
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ
که ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگی او پر از رنجهاست)!
-
أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ
آیا او گمان میکند که هیچ کس نمیتواند بر او دست یابد؟!
-
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا
میگوید: «مال زیادی را (در کارهای خیر) نابود کردهام!»
-
أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ
آیا (انسان) گمان میکند هیچ کس او را ندیده (که عمل خیری انجام نداده) است؟!
-
أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ
آیا برای او دو چشم قرار ندادیم،
-
وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ
و یک زبان و دو لب؟!
-
وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ
و او را به راه خیر و شرّ هدایت کردیم!
-
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
ولی او از آن گردنه مهمّ نگذشت!
-
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ
و تو نمیدانی آن گردنه چیست!
-
فَكُّ رَقَبَةٍ
آزادکردن بردهای،
-
أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ
یا غذا دادن در روز گرسنگی...
-
يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ
یتیمی از خویشاوندان،
-
أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ
یا مستمندی خاکنشین را،
-
ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ
سپس از کسانی باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایی و رحمت توصیه میکنند!
-
أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ
آنها «اصحاب الیمین» اند (که نامه اعمالشان را به دست راستشان میدهند)!
-
وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ
و کسانی که آیات ما را انکار کردهاند افرادی شومند (که نامه اعمالشان به دست چپشان داده میشود).
-
عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةٌ
بر آنها آتشی است فروبسته (که راه فراری از آن نیست)!
۹۰. سوره البلد
البلد
Al-Balad / البلد · ۹۰ · ۲۰ آیه
این صفحه متن عربی، ترجمه دری و تفسیر سوره البلد را دارد.